خط داستانی
زمانی که زندگی زک رو به رو شدن با پایان رابطهش میگذرد، او دیگر همان اعتماد به نفس قبلی را ندارد. با وجود بیاعتمادی، برای حفظ اعتماد به نفسش، از پیشنهاد دوستانش استفاده میکند و به کار بر روی اتوبوسِ مهمانی میرود؛ اما ناگهان در میانهٔ دنیای مواد مخدر قرار میگیرد. در حالی که اعتماد به نفسش را پیدا میکند، با قاچاقچی عمدهٔ مواد مخدر، لُگان، برخورد میکند که دنبال انتقام از او است. آیا زک میتواند از دست قاچاقچی فرار کند و خود را نجات دهد، یا به دنیای مواد مخدر سقوط خواهد کرد؟