خط داستانی
دکتر مولینوکس پس از جوانی پر هیاهو اکنون زندگی بورژوایی با همسرش ایونات و خدمتکارش است اما برای به دست آوردن دل سوزان آبان با او در بالکن اپرا قرار میگذارد و قصد دیدن او را دارد که ناچار میشود برای ملاقات با او نقاب خیاط بودن به خود بزند