خط داستانی
آندرِ آمار وفاداری را در فروشگاه سوپرمارکت پمپ بنزین جمع میکند و به نظر میرسد زندگی او کامل است همسرش کاتوف هم وکیل موفق و پدر دو فرزند یاور است خانهشان در همخطی با ثروت به خوبی میگذرد اما وقتی آندرِ همسرش را در آغوشی پرشور با زن نامشخصی میبیند زنگهای هشداری به صدا در میآیند آیا Christoph در رابطه با عشق دیگری است