خط داستانی
یک گردنبند متعلق به خانم استویونس از دفتر وکیل اسمیرنی دزدیده میشود. این گردنبند سالها پیش از چین قاچاق شده بود. رئیس ناک مطلع میشود و وقتی یک نقشه در جیب اسمیرنی پیدا میکند، او را گناهکار میداند و با دنبال کردن نقشه، گردنبند را پیدا میکند. هو فینگ-تانگ، یک چینی که در دفتر حقوق میخواند، توسط ناک مشکوک نمیشود، اما اسپایدر، یک خبرنگار، نظر متفاوتی دارد. هو فینگ-تانگ زخمی میشود و در حال هذیان گفتن، مدام "هون 764" را تکرار میکند. اسپایدر به دفتر میرود و از کتابی به نام "گزارشهای هون 129"، گردنبند واقعی را استخراج میکند. سنگهایی که ناک پیدا کرده، در واقع تقلبی هستند.