آنتاردهاان
Antardhaan
آنیربان یک پروفسور است که به همراه همسرش تانو و دخترش زینیا در دهلی زندگی میکند. او به شهر خلوت و دورافتادهای به نام کاسائولی منتقل میشود. آنها در شهر جدید بسیار لذت میبرند اما همسایههایشان مرموز هستند. یک روز، دخترشان زینیا در طی یک گردش علمی ناپدید میشود. آنیربان و تانو تحقیق میکنند و متوجه میشوند که حتی دوستان زینیا نیز او را همراهی نکردهاند.