خط داستانی
اوجنیا یک خواننده پاپ سابق است که در بستر بیماری و در حال مرگ از سرطان است. او توسط دخترش، هلنا، که آرزوی سفر به دور دنیا را دارد و میخواهد مانند مادرش یک ستاره پاپ جذاب باشد، مراقبت میشود. آرزوهای برادر کوچک هلنا، سباستین، ساده است و او فقط میخواهد به ساحل برود. هلنا باهوش و زیباست اما هیچ دوستی ندارد و کاملاً به مراقبت از مادرش اختصاص دارد و در آستانه آغاز یک رابطه غیراخلاقی با سباستین است. اما سباستین عاشق پسری به نام خوان در مدرسه میشود که پسر یک پدر مجرد است و صاحب یک بار کوچک است. خوان دشمن پیشرفتههای مدرسه به نام اسماعیل است که از خانوادهای ثروتمند میآید و دارای راننده و محافظ است. دوست دختر وسواسگونه اسماعیل به نام آروآ، اتاقی در خانه هلنا و سباستین اجاره کرده که در آنجا اسماعیل متوجه میشود که به سباستین نیز جذب شده است.