خط داستانی
وقتی پدرش به جنگ میرود به کارن یک جوجه مرغ میدهد تا وقتی جوجه به مرغ تبدیل شد پدر از جنگ بازگشته است جوجه رشد میکند و کارن بهترین دوست جدید خود را سار مینامد اما پدر همچنان بازنگشته است جنگ ادامه دارد و کارن و مادرش روزها را در احساس گرسنگی و سرمای میگذرانند