خط داستانی
در سال دو هزار و هفت کلودیا واژس یوه که اهل پوزاداس است در بوئنوس آیرس ساکن شد و زندگی ساخت، دوستان جدیدی پیدا کرد. من یکی از دوستان جدید او هستم. در آنجا با هم در رستورانی کار می کنیم. در آن مکان دستگیری پلیس رخ می دهد و دوست من کلودیا به ملکه چکش بدل می شود: زنی جوان که آتشین، معتاد به مواد مخدر و بی بند و بار است و در عین حال قاتل است. ماه ها بعد، بدون شواهد، او محاکمه و به حبس ابد محکوم می شود. تکه هایی از دوست نامشخص در داستانی که برای کلودیا واژس در مظنون کامل نوشته شد. داستانی که بدون شواهد قانع کننده همچنان در زندان است.