خط داستانی
جوانی تنها در بیابان ساکن است و هیچ دوستانی، مادری، یا رابطه ای با پدر ندارد. او فرصتی پیدا می کند تا بر ترس هایش فائق آید و در اجتماع جای بگیرد وقتی سیرکی کوچک به شهر می آید.
جوانی تنها در بیابان ساکن است و هیچ دوستانی، مادری، یا رابطه ای با پدر ندارد. او فرصتی پیدا می کند تا بر ترس هایش فائق آید و در اجتماع جای بگیرد وقتی سیرکی کوچک به شهر می آید.