خط داستانی
اسحاق، دانشجوی جوانی است که با ژان در رابطه بوده و در پناهگاه خانوادهای که والدین مهربانش برایش ساختهاند، زندگی آرامی را میگذراند. او عاشق الفژ، دختر جوانی در کلاسش میشود. برای اسحاق، این عشق تازه یک دگرگونی بزرگ است که باید به او بیاموزد چگونه در برابر الگوهای خانوادگی، هویت خود را بسازد. همجنسگرایی دگرجنسگرا به تازگی جرمزدایی شده است.