خط داستانی
رمی لالوند در حال سپری کردن دشواریهای عشق جوانی است که وقوع یک طوفان، او و دوستدختر دیرینهاش ناتالی انریکز را مجبور به تخلیه نیواورلئان میکند. در این میان، رمی مجبور میشود مادرش کامیلا را که برای مراقبت از پدرش (پدربزرگ رمی) الن دوپلسیس در شهر مانده، ترک کند. در بیرون از شهر، شدت ویرانگر طوفان به وضوح آشکار میشود و ارتباط رمی با کامیلا به طور کامل قطع میشود. در شرایطی که راهی برای بازگشت به نیواورلئان وجود ندارد، ناتالی و رمی همزمان باید هم رابطه عاطفی خود و هم فرآیند تخلیه را مدیریت کنند.