خط داستانی
قاضی نیکوکار و فداکار، معروف به قاضی رولدان، که زندگی خانوادگی آرام و دلنشینش زمانی به هم ریخت که حکمی نامطلوب برای دوست سابق و قدرتمندش، دون سیلستره، صادر کرد. دون سیلستره، که تحقیر شده بود، نقشهای شیطانی طراحی کرد که همسر قاضی، چیتا، را در موقعیتی غیرقابل قبول قرار دهد و قاضی را به این باور برساند که او واقعاً در یک رابطه نامشروع بوده است. او موفق شد و این زوج از هم جدا شدند. طنز ماجرا این بود که قاضی رولدان، که در تمام تصمیمات دادگاهیاش عادل و منصف بوده، به سرعت و بدون دانستن طرف داستان همسرش، او را 'محکوم' کرد و به کل ماجرا convinced شد.