خط داستانی
طرحی از عشق، شهوت، دروغ و انتقام که در یک تابستان داغ در هم میآمیزد و سرنوشتهای متعددی با هم برخورد میکنند: جینین، جامعهگرای ثروتمند که با والدینش پس از درگذشت مادربان خانوادگی به خانهٔ فیلیپین بازمیگردد؛ مارکو، دوست پسر خجالتیاش که رازی از گذشتهٔ هر دو دارد؛ لوییدا، مادرش که هنوز از خاطرهٔ کودکی که بیدرنگ از او ربوده شد صدمه میبیند؛ لینی، دختر ساده و خدمتکار با جاهطلبیهای بزرگ که به ظاهر بهدنبال نگاهها، پول و مرد جینین حسادت میکند؛ و روبرت، بهترین دوست مارکو که تنها به دنبال دل لینی است اگر او بتواند نگاهش را از مارکو بگیرد.