خط داستانی
در شب تاریک و طوفانی، دو هماتاقی که در خاموشی خاموشی برق گرفتارند تصمیم میگیرند داستانهای ترسناکی بگویند؛ داستان نخست از یک تفنگ دار ویرانشدهٔ جنگ خلیج است که به خانه بازمیگردد و به کشتاری هولناک دست میزند؛ داستان دوم دربارهٔ پسری نابخرد است که با عطر ویژه «عطر کُلن» سعی میکند برای نخستین بار با کسی قرار بگذارد که در ابتدا خوب عمل میکند اما با عوارض مرگبار همراه است؛ آخرین داستان دربارهٔ یک کشیشِ پیر است که از سوی خداوند منصوب میشود تا زمین را از موجودات خونآشام پاک کند.