خط داستانی
داستان حول سفر کورت بی برای دفاع از امپراتوری عثمانی و نجات برادرش میچرخد. مالکوچوغلو علی بی در نبرد کشته میشود و نقشههای محل گنج دون کستیلا نی را که به دو گردنبند تقسیم شده، به دو پسر دوقلویش، دوغان بی و کورت بی، میسپارد. اما شاهزاده مراد که مخالف سلطان است و مردش محمود بی، با دوک دآلوز همکاری کرده و دوغان بی را ربودهاند. دوغان بی که در سنین جوانی ربوده شده، به عنوان پسر دآلوز بزرگ میشود و از پدرش بیخبر است. کورت بی، پس از رسیدن به بزرگسالی، برای مبارزه با شوالیه سیاه که شاهزاده مراد و دهقانان بالکان را تحت فشار قرار داده، به دستور سلطان سلیمان خان میرود. در این زمان، او هم برادرش را ملاقات خواهد کرد و هم به صفوف دشمنانش نفوذ میکند.