خط داستانی
آزمایش احساسات، مثلث عشقی، ضربهها و ناآرامیهای کارگری در کارخانه زادگاه نقاش را captivated کرده و او را به جدایی از همسرش منتهی میکند. هر بار که به داخل کارخانه میتازد، به بدبختی میانجامد؛ اما نه اقناع، نه رسیدن خواهر همسرش از مسکو، و نه خونسردی با دوست نزدیک نمیتواند والتری را متوقف کند. اما اکنون شور و شوق در کارخانه فرو نشسته و قهرمان ما چیزی جز همان تکهتکهها ندارد: نه دوستان، نه همسر. به جای همسرش، زنی دیگر او را از مرگ نجات داده است...