خط داستانی
خانواده کارگر کوچرا به خوشی زندگی میکنند. دخترش آنژکا، که با طراح فنی آدولف نامزد است، خیاط است. پسرش واش در حال تحصیل برای تبدیل شدن به مکانیک است. خانواده همچنین شامل پدربزرگش، یک معدنچی سابق، میشود. اما یک بحران اقتصادی در حال آغاز است. کارخانهها تولید را متوقف میکنند. آدولف شغلش را از دست میدهد و با آنژکا دچار مشاجره میشود، در حالی که او هیچ ایدهای درباره علت عصبانیت او ندارد.