خط داستانی
در یک مهمانی باشکوه روستای ییلاقی مد روز، میهمانی پیشنهاد میکند همه به اردوگاه کولیهای اطراف بروند تا فال حافظ خود را بگیرند. جک هارلو، پسر میزبان، با درگا، دختر رئیس کولیها، آشنا میشود و بلافاصله عاشق او میشود. درگا نیز به جک جذب میشود و او او را متقاعد میکند تا بهصورت پنهانی ملاقات کنند. ملاقاتهای مخفی آنها ادامه مییابد و در نهایت جک دراجا را قانع میکند که با او فرار کند، با وجود شکاف اجتماعی شدید و مخالفتی که قطعاً از خانواده او و جامعه او با رابطهشان روبهرو میشود. طرح اصلی بر عشق ممنوعه و درگیری گستردهای که بین دو جهان کاملاً متفاوت آنها شکل میگیرد متمرکز است.