خط داستانی
1838: فریتس یوتربوگ و اوتیلی فون هنکشوفن یکدیگر را دوست دارند، اما تفاوت در وضعیت اجتماعی برای والدین اوتیلی بسیار زیاد است تا اجازه ازدواج بدهند. بنابراین، فریتس به آمریکا میرود و 20 سال بعد به عنوان یک مرد موفق بازمیگردد تا دوباره خواستگاری اوتیلی کند. در این میان، اوتیلی - که باور دارد فریتس مدتهاست او را فراموش کرده - به شکلی متناسب با وضعیتش ازدواج میکند، اما بسیار ناخوشحال است. فریتس که به عنوان یک کارآفرین بسیار موفق است، به خاطر خدمات بزرگش به میهن به نجابت ارثی ارتقا مییابد. برای اتحاد با اوتیلی خیلی دیر شده است، اما با وجود سالها، این دو نمیتوانند عشقشان را فراموش کنند. 75 سال بعد، فریتس و اوتیلی در این میان فوت کردهاند و نوههایشان فرد و تیلا ملاقات کرده و عاشق هم میشوند.