خط داستانی
قلب فرماندار قراقوش (زکی رستم) به قلب دختری (نور الهدی) از مردم عادی گره خورده است، بنابراین او تصمیم میگیرد پدرش (سراج منیر) را به عنوان نخستوزیر منصوب کند تا بتواند با او ازدواج کند. (سراج منیر) از موقعیت وزارتی خود و عشق مردم به خود بهرهبرداری میکند تا نارضایتیها و ظلم علیه مردم را اصلاح کند، و در عین حال (نور الهدی) به عشق یکی از جوانان که تصمیم به انقلاب میگیرد، وابسته میشود.