خط داستانی
آیشوریه (امبیکا) یک خبرنگار برای یک مجله خبری است که به دنبال بررسی ارتباط بین سیاست و جرم در کرالا میباشد. او به زندگی ساگر معروف به جکی (موهانلال) که یک کسب و کار قاچاق طلا برای شکران (سورش گوپی)، پسر وزیر ایالت، اداره میکند، جذب میشود. جکی شخصیتی مرموز است که به دلیل مسائل اخلاقی با مواد مخدر، از رشد کسب و کار قاچاق جلوگیری میکند و وقت شخصیاش را به یادآوری یک دوستدختر (اورواشی) که به جرم قتل در زندان است، میگذرانید. امبیکا یک مقاله جنجالی منتشر میکند که جکی را به وزیر مرتبط میکند و رابطه ناپایدار بین شکران و جکی را به یک رویارویی علنی سوق میدهد.