خط داستانی
مردی مشکل دار به نام داوید می اندیشد آیا وگمیت را می توان بدون رقیق کردن مصرف کرد بدون اینکه خطری برای سلامت باشد در این زمان دوستی اش که یک مقام عالی دولتی است پس از بازگشت از شبی به صحنه تصادف می کند و همراهش می میرد او جسد را در صندلی راننده می گذارد اما شاهدی وجود دارد تا این شاهد مزاحم را از میان ببرد او به داوید یک فیزیکدان مراجعه می کند تا جرم را با اندازه گیری خطر در هر مرحله به یک جرم کامل تبدیل کند و به اندازه کافی فشرده می کند تا اجرای محتمل ترین احتمال را ناممکن کند