خط داستانی
مایکا شانزدهساله است، سنی بحرانی. همانند هر ساله، تابستانها را با مادر و برادرانش در خانهای روستایی در سوئد میگذراند. هنگامی که مادر برای یک هفته به استکهلم میرود، ایزابل، دختر سرگرمکنندهٔ دوست، از کودکان مراقبت میکند. مایا زیر مراقبت ایزابل احساس جدیتری پیدا میکند و بهعنوان «مرد» از جانب او تلقی میشود.