خط داستانی
هارتی، یک کارگر فرانسوی، در یک مسابقه برنده میشود و به تماشای سفر تایتانیک فرستاده میشود. در انگلستان، ماری، که میگوید خدمتکار تایتانیک است و نمیتواند اتاقی پیدا کند، از او میخواهد که اتاقش را به اشتراک بگذارد. آنها به صورت پاکدامن این کار را میکنند؛ وقتی او بیدار میشود، ماری رفته است، اما او او را در هنگام سفر میبیند و عکسی از او میگیرد. وقتی به خانه برمیگردد، مشکوک میشود که همسرش زوئی با سیمئون، صاحب کارخانه، رابطه دارد. هارتی به بار میرود، جایی که دوستانش او را مست میکنند و او شروع به گفتن یک خیالپردازی اروتیک از آنچه با ماری اتفاق افتاده میکند و هر شب مخاطبان بیشتری را جذب میکند.