خط داستانی
لاو تمام پساندازش را صرف خرید خانهای از تهفروشندهای شُبههآمیز به نام ویان میکند. خانه پر از مشکل است—حتی برای یک نفر نیز آنقدر بزرگ نیست—و لاو سعی میکند ویان را به پرداخت پولش از طریق دادخواهی به پرداخت بدهی وادار کند اما شکست میخورد. لاو در نهایت از این حکم به افسردگی میمیرد، اما پیش از درگذشت از دخترش میخواهد که به ویان انتقام بگیرد. به زودی خانواده لاو موفق میشود با شخصیت حریص ویان مقابله کند و او را به ورشکستگی بکشاند. اما وقتی متوجه میشود چه اتفاقی افتاده و چه کسی مسئول است، تصمیم میگیرد از روی صندلی ننشیند...