خط داستانی
دوریان و انگوس با یک فرزندخوانده زنانه پرهیزگار با یک هلیکوپتر تعقیب پدرخوانده سابقشان را آغاز میکنند و او را از پای در میآورند. در تلاش برای پنهان ماندن نقشههایشان، دوریان به بررسی معشوق پدرخواندهشان، سیلِی، میپردازد. او در رستوران فست فود کار میکند، حامله است و دوریان به سرعت عاشق او میشود. متأسفانه مادر نقشهکش او میخواهد سیلِی را بکشد. و سیلِی مطمئن نیست که دوریان پدر فرزندش باشد و همچنین برادرش.