خط داستانی
شاهزاده نامی نُمه اتو یکی از تونل های پدرش را از سال هزار و نهصد هشت باز می یابد که زیر آزمراد به شهر زمردی می رسد. Boris پسر شیر بزدل به طور تصادفی گیرای نگهداری جعبه نمایش کمربند جادویی را رها می کند و اتو آن را می دزدد در حالی که بچه ها سعی می کنند والدین شان را از ماجرا با خبر نکنند. وقتی برای بازیابی کمربند تلاش می کنند، اتو آن ها را به تزییناتی در بازی پدرش تبدیل می کند و دات را تنها می گذارد تا مشخص کند چه کسی است.