خط داستانی
ماری گایلا همسردار که در میان مردگان، دزدان، فاحشه ها، کوتوله ها و دیگر موجودات نامتعارف در خانه ای حبس شده در زمانی مبهم و مکانی معلوم به سر می برد. شوهرش به همراه خویشاوندان دیگر برای نمایش فرزندخوانده اش که نابینا و دیربرابر است با کسب و کار همکاری می کند. گرفتار بودن در روابط با عاشقش، ماری گایلا با بیلبوردی عریان زندانی و توسط مردم کیفر داده می شود.