خط داستانی
جونز زمانی فراخوانده میشود که دیگران میخواهند بکشند. جونز سریع، دقیق و موفق عمل میکند. مشتریانش بدون سوال قیمت مورد نظر او را پرداخت میکنند—این قاتل تنها قابل اعتماد است. جونز با قطار صبح زود به شهر میرسد. او خسته به نظر میرسد. او به این روز نیاز دارد تا با رئیس وارنر-ترنس رسیدگی کند. الکساندر اسکرودژ اطلاعات لازم را در اختیارش قرار میدهد. بقیه کارها روتین است: مشاهده قربانی، تعیین زاویه شلیک در صحنه جرم، آمادهسازی توجیه. وقتی او در آستانه قتل است، غیرمنتظرهای رخ میدهد. رئیس وارنر در حالت آمادهباش است. آیا واسطه الکساندر مأموریت را خیانت کرده است؟ آیا مشتری فرانکتی بازی کثیفی را انجام میدهد؟ یا ابراهیم، رئیس بزرگ که فرانکتی نمیتواند با او رقابت کند، در حال کشیدن رشتههاست؟ جونز به کار تمیز عادت کرده بود. حالا او بین دو باند گرفتار شده است. جین، یک زن جوان زیبا، سرنوشت او را تعیین میکند.