خط داستانی
پییر یک عکاس آزاد و گلامور است که همیشه باید با کارفرمای خسیسش سر و کله بزند تا پولش را بگیرد، در حالی که همسر خستهاش، فرانسواز، تمام روز در خانه میماند و سعی میکند ظاهری از خانهداری را حفظ کند. سیلوی، یک مدل سابق که به نظر میرسد در زندگیاش موفق بوده، به پییر نزدیک میشود و او را به خانهاش در حومه شهر برای آخر هفته دعوت میکند. او به همسر بیخبرش ادعای مأموریت میکند و تصمیم میگیرد دعوتش را بپذیرد، اما متوجه میشود که او نیز با میشل، که بسیار ذهن باز است، ازدواج کرده و او حتی بعد از شبی پرشور برایشان صبحانه میآورد. به عنوان یک شوخی، میشل به پاریس سفر میکند تا به همسر تنها دلداری دهد و او را به یک رابطه سهنفره با یک فرد تصادفی جذب کند.