خط داستانی
سیلوستر گربهای است که به شدت مضطرب است و معتقد است که کنگروی کوچکی به نام هیپتی هاپر در هر گوشهای وجود دارد و منتظر است تا دوباره به غرور او آسیب بزند. جونیور، پسرش، پدر ترسویش را به یک روانپزشک گربه میبرد که سیلوستر در آنجا از ناامیدی مداومش در شکست دادن "موش غولپیکر" صحبت میکند.