خط داستانی
رئیس ایستگاه، فابیان بوم، فردی بسیار دقیق است و اطمینان حاصل میکند که قطارها دقیقاً در زمان مشخص شده حرکت کنند. برای او، هیچ چیز مهمتر از وظیفه، کارایی و دقت نیست و در واقع، حس وظیفهاش به وضوح انحراف یافته است. محبوبش، پلوم-پلوم، دختر سرهنگ، به افسران ارتش علاقهمند است. برای جلب توجه او، به پیادهنظام میپیوندد. بوم به سربازی تبدیل میشود که عاشق آموزش نظامی، پیادهرویهای طولانی و کار سخت به عنوان تنبیه است. او با آگنس آشنا میشود که به شدت عاشق او میشود.