خط داستانی
فنینگ مردانش را وادار میکند تا اسبها را بدزدند و سپس آن را به یک اسب وحشی به نام آتش سوزی جنگلی نسبت میدهد. هپی و آکالی به محض ورود با فنینگ و مردانش به مشکل میخورند. وقتی آکالی مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، هپی دزدان را دستگیر میکند اما قاضی نه تنها آنها را آزاد میکند، بلکه کلانتر را نیز برکنار کرده و سعی میکند هپی را به خاطر دزدی اسب دستگیر کند. هپی فرار میکند و او و کلانتر سپس به دنبال اثبات اینکه دزدان واقعی چه کسانی هستند، میروند.