خط داستانی
سوزان، رنه، نینا و مارتا همه از بودن در زندان، کتک خوردن و بدرفتاری متنفرند و بنابراین همه دختران در تلاش برای فرار هستند. مادام آپل همیشه باعث هرج و مرج میشود با رفتارهای خشنش. وقتی ایوان با روشهای آزاداندیشش مسئول مدرسه دختران بدرفتار میشود و از آنها میخواهد شکایاتشان را بگویند، در ابتدا به او باور ندارند. ایوان عاشق شده و قرار است با پزشک مؤسسه ازدواج کند و این موضوع کمکی نمیکند که یک دختر نوجوان به او علاقهمند شده و با او مکاتبه میکند. زندگی برای دختران و برای سرپرست جدید زن سخت است.