خط داستانی
خانه یک زن که در کنار صخره قرار دارد، به دلیل امواجی که صخره را شسته، در حال سقوط به دریا است. در وحشت، او با شرکت جابجایی پورکی تماس میگیرد. دستیار پورکی، یک بوکسور سابق، وقتی زنگی به صدا در میآید شروع به مشت زدن میکند تا اینکه به سرش ضربه میخورد و میگوید: "باشه، رئیس." آنها به خانه میرسند و در حین جابجایی مبلمان ماجراهای مختلفی را تجربه میکنند، عمدتاً به این دلیل که کل خانه به طور مداوم بر روی زمین لرزان به جلو و عقب میچرخد.