خط داستانی
پورکی در لشکر خارجی است. اما او اجازه ندارد بجنگد؛ تنها کاری که میتواند انجام دهد، شستن شترها است و در این کار هم چندان خوب نیست. سایر سربازان برای پیدا کردن علی مود شرور حرکت میکنند و پورکی را پشت سر میگذارند. علی مود متوجه میشود و سعی میکند به قلعه وارد شود، ابتدا با فریب دادن پورکی، سپس با حفاری و در نهایت با حملات نظامی، اما پورکی همه تلاشها را رد میکند و در نهایت علی مود را در یک مخزن بزرگ "شربت قاهره" میاندازد و یک سینه پر از مدال جمع میکند.