خط داستانی
جان بنتلی از شهر نیویورک متنفر است، به خاطر یک عاشقانه ناموفق در جوانی، اما پسرش، رونالد، که از زندگی در آیووا خسته شده، مصمم است در منهتن سکونت کند. بنابراین، بنتلی بزرگ با مدیر نیویورکیاش، ویلیام ورکمن، توطئه میکند تا رونالد را در مشکلاتی گرفتار کند که او با کمال میل به زندگی آرام یک شهروند آیووا بازگردد. با رسیدن به منهتن، رونالد با مگ، یک اپراتور تلفن، آشنا میشود، برادرش جیمی تحت تأثیر منفی جری قرار گرفته است. جری و جیمی یک زن ثروتمند را میدزدند و رونالد به جرم این عمل بر اساس شواهد غیرمستقیم متهم میشود و برای محافظت از جیمی سکوت میکند.