خط داستانی
توره به مزرعه خانوادگی خراب شده میرسد. با انرژی جوانیاش، قصد دارد آن را به یک مزرعه بزرگ مانند گلومگارد در طرف دیگر رودخانه تبدیل کند، جایی که بریت زیبا عاشق است. توره به او عشق میورزد، اما پدرش او را به ثروتمند جیرموند وعده داده است. با نزدیک شدن به عروسیاش با جیرموند، بریت فرار میکند و به توره و والدینش پناه میبرد. او به زودی به شدت بیمار میشود اما بهبود مییابد و از پدرش اجازه ازدواج با توره را میخواهد و میگیرد. اما جیرموند حسود مصمم است که از ازدواج آنها جلوگیری کند، در حالی که صحنهای دراماتیک در اطراف رودخانه خروشان شکل میگیرد.