خط داستانی
(فقط 10 دقیقه زنده ماند) در جوانی، اشرافزاده (مارشال) و آهنگر روستا (والینگ) هر دو عاشق یک زن (بوردمن) هستند که آهنگر با او ازدواج میکند. این موضوع اشرافزاده را عصبانی میکند. سالها بعد، پسر اشرافزاده، آنسون (یرزلی) پسر آهنگر، جاننی (هاکاتورن) را به بالا رفتن از درختی به چالش میکشد و او از درخت سقوط کرده و فلج میشود. در بزرگسالی، آنسون و دختر آهنگر، آلیس (والی) عاشق هم میشوند که این موضوع خشم آهنگر را برمیانگیزد و او دخترش را سرزنش میکند. پسر دیگر آهنگر، بیل (باتلر) از دانشگاه برمیگردد و در یک حادثه قطار آسیب میبیند. آنسون 480 دلار از یک صندوق کلیسا که در حال حاضر در اختیار آلیس است، میدزدد. آلیس به وسیله رعد و برق مورد اصابت قرار میگیرد. آهنگر آنسون و اشرافزاده را به کلیسا میبرد تا هر دو توبه کنند.