خط داستانی
برونچو بیلی، از طریق اطلاعیهای که بر روی درختی نصب شده، میفهمد که اگر خود را تسلیم کند، میتواند آزاد شود. او این اطلاعیه را نگه میدارد و در حالی که سوار بر اسب میرود، با دختری کوچک مواجه میشود که از مادرش دور شده است، زمانی که حادثهای برای کالسکهای که هر دو در آن سوار بودند، رخ میدهد. مادر، در حالتی از نگرانی، به جستجوی فرزندش میپردازد و در همین حین، کالسکه به راه خود ادامه میدهد.