خط داستانی
برونچو بیلی صدای فریاد یک کودک را میشنود و به موقع به صحنه میرسد تا از ضرب و شتم دختر کوچک جیم هالی، یعنی جوزی، با شلاق اسب جلوگیری کند. بعداً، هالی و پدرو، که نیمی از نژادهای مختلف هستند، در حال دزدی گاو دستگیر میشوند و با برخورد متداول روبرو میشوند، اما قبل از آن هالی یادداشتی برای جوزی مینویسد که در آن میگوید پسرها از او مراقبت خواهند کرد. پسرها جوزی را به شرق میفرستند تا تحصیل کند و ده سال بعد، وقتی او به عنوان یک خانم جوان برمیگردد، همه به او علاقهمند میشوند.