خط داستانی
خانواده براون، که شامل جان براون، همسرش، دو پسر به نامهای هارولد و بیلی و خواهر جوانی به نام هلن است، در یک مزرعه دورافتاده در جنگلها ساکن شدهاند. جک آردن، پسر یک کشتکار انگلیسی دیگر، که به طور مکرر برای شکار با پسران براون میآید، به هلن علاقهمند شده است. اما پدر براون این عشق را ناپسند میداند و میگوید هلن برای ازدواج خیلی جوان است. جک موافقت میکند که صبر کند. مدتی بعد، براونها نامهای از جک دریافت میکنند که در آن اعلام میکند برای یک آخر هفته دیگر از شکار با پسران براون میآید. در راه به خانه براون، جک به خاطر رفتار بیرحمانه با یکی از بردهها، کنچو، سرپرست، را میزند. عمل او مورد تأیید براونها قرار میگیرد. به افتخار جک، خانواده به شکار شیر میروند و پس از یک سفر طولانی، از مسیر رودخانه بازمیگردند. آنها یک شیر ماده را در حال نوشیدن در کنار رودخانه میبینند. او توسط جک کشته میشود و به داخل میآید. آن شب، جک دوباره از آقای براون برای دست هلن خواستگاری میکند و دوباره به او گفته میشود که صبر کند.