Storyline
آقای جبار و همسرش فرزندان جامعهٔ مالایی در حدود سالهای هزار و سیصد و سی تا هزار و سیصد و شصت هستند. آنها فرزندانشان حسن و صالح را برای بیان عشق به کشور بر پایه تاریخ ملی و قومیشان پرورش میدهند. حسن وارد سیاست میشود، اما ناکامی سیاسی و مرگ پدرش او را دچار اسکیزوفرنیا میکند. مادرشان سعی میکند پسرها را به خوبی بزرگ کند، اما صالح به جوانی ولگرد تبدیل میشود. او با سالماه، داکار نمایش، ازدواج میکند. روابط درون خانواده بدتر میشود...