Storyline
دو خانواده اسکیما در حال سفر در سطح وسیع یخ دریا هستند. قبل از غروب، آنها ایگلوهای کوچکی میسازند و ما ساخت آن را به تفصیل میبینیم. روز بعد، یک خرس قطبی در آفتاب گرم میشود. یک زن چراغ روغن فک خود را روشن میکند و با احتیاط فتیله را از خزه درست میکند. مردی عینک برفی خود را تعمیر میکند. مرد دیگری با پوست خرس قطبی میآید. پسر یک شکل خرسی از برف درست کرده و تمرین پرتاب نیزه میکند. سپس سعی میکند با کمانش تیراندازی کند. حالا، زن با دندانهایش، کفی از چکمه پوست فک را که در حال ساخت آن است، میسازد. مردان در حال شکار فک در هوای سرد و بادی هستند. باد "علامتها" را که از پر ایدر یا حلقه مویی روی استخوان ساخته شدهاند، که نشان میدهد فک چه زمانی برای نفس کشیدن بالا میآید، مختل میکند. یک شکارچی ضربه میزند، شکار خود را میکشد و آن را میکشد و دور میکند. در ایگلو، زن در حال خراشیدن پوست خرس قطبی است و مردی در حال تعمیر سورتمه است. در هوای گرمتر، ایگلو با پوستها پوشانده میشود و یک پناهگاه برفی ساخته میشود تا سورتمه را از آفتاب پنهان کند.