Storyline
آن هنرمند هنردوست در یک گالری معتبر شهر بزرگ کار می گیرد به زودی گرنت با سابقه عاشق از او درخواست بازگرداندن عشق را می کند اما آن به همکاره خود با بی اعتمادی می بیند و تصمیم می گیرد کاملاً به کارش اختصاص دهد در گالری رمز و راز قتل و طرح قاچاق توسط مدیرش را کشف می کند گرنت در لحظه آخر برای نجات او از خطر ظاهر می شود و شهرت تازه ای به عنوان هنرمند پیدا می کند در نمایشگاه کارهای او گرنت با کار تازه خود یعنی مجسمه نئونی از گروش مارکس که می گوید دوست دارم تو را در برابر آن قرار می دهد آن به عشق از دست رفته دهه های پیش باز می گردد و شغلی تازه به عنوان مدیر گالری پیدا می کند