Storyline
برونچو بیلی، صاحب یک سالون در شهر بیگ هورن، به طور کامل مورد اعتماد معدنچیان در منطقه اطراف است. چند نفر از آنها در بار جمع شدهاند، زمانی که برونچو بیلی یادداشتی دریافت میکند که اعلام میکند اتوبوس تا روز بعد در بیگ هورن توقف نخواهد کرد. مردان از برونچو بیلی درخواست میکنند که طلاهایشان را تا زمان رسیدن اتوبوس نگه دارد.