Storyline
پس از مرگ ناخواسته پسرش در پیست اسب سواری، ادوارد میلان، صنعتی ثروتمند از برادرزاده اش می خواهد نوه اش را پیدا کند که یازده سال در اردوگاه یتیمان زندگی می کند و به تازگی از وجود او مطلع شده است اما پسر که مارتینو نام دارد به پلیس شک دارد زیرا به ناحق به کیف زدن متهم شده است او از دست دو پلیس که مسئول بازگرداندن او به خانه پدربزرگ ظاهر می شوند فرار می کند او به اقامتگاهی با زنی سالخورده که گاه دچار دزدی می شود و سپس با مدیر صحنه نمایش و در پی آن با داماد تنها و نهایتاً با یک دامپزشک تنها اقامت می یابد