Storyline
انا گریزگوری لرد گرگوری هاتون همسر جوان زیبایش الینور را برای سفر تجاری به شرق دور برای ماه عسل می بردند. آن ها در خانه لین، مالک جوان مزرعه ابریشم و کارخانه مد، اقامت می کنند که پدرش اخیراً درگذشته است. بانوی الینور خود را به لین جذب می یابد و به زودی فریبای او می شود. اما همه چیز آن گونه که به نظر می رسد نیست. لرد گرگوری بیش از پیش بی تفاوت به نظر می رسد و الینور دچار سردرگمی می شود. پول در بازی است.